خرید بک لینک
دوست میدارمت از دور تو را بی آنکه عطرِ تنت را ببویم بی آنکه چهره ات را لمس کنم به ساده گی، دوست میدارمت تو را دوست میدارمت چنان از دور تو را بی آنکه دستت را بگیرم بی آنکه صدای قلبت را بشنوم بی

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

نه -

به زنگاریِ زمان نیست

که مَفصلِ کوبۀ در فلج شده است .

دیری ست ،

دستی به اشتیاقِ دیدنِ ما ،

به گُل میخِ کهنه ضربه ای نکوفته ست.

گویا گروهِ حریفان

هر یک به کارِ خویش و

گلاویزِ احوالِ خویشتنند !

نه -

زنگارِ ماه و سال نیست؛

لولایِ حلقۀ دَرگاهِ ما،

انگار

از سوزشِ انتظار است

که افتاده زِ کار !

**********

"تیبوران"

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

درین سَرایِ بی کَسی، کَسی بِه دَر نمی زند به دشت پُر ملال ما، پرنده پَر نمی زند یکی ز شب گرفتگان، چراغ بَر نمی کُنَد کسی به کوچه سار شب، دَرِ سحر نمی زند نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

نسیم که می وزد دفترم ورق می خورد و واژه هایم مهربان می شوند باد که می آید واژه هایم پرواز می کنند و آسمان غرق در اندیشۀ من می شود. ***** با امواج، اندیشه به ساحل می رسد در ساحل کسی در

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

هراس بَرَم میدارد از این سکوتِ فَراگیر در شبانه ای که خواب، پرنده ترسویی است در گُریز. چیزی بگو- صلابتِ سکوتِ تو بی قرارتَر می کُنَدَم صدا کُن دوباره م

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

عُبور باید کرد

و هَمنَوَردِ افق هایِ دور باید شد

و گاه در رَگِ یک حرف، خیمه باید زَد

عُبور باید کرد

و گاه از سَرِ یک شاخه توت باید خورد.

"سهراب سپهری"

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

پرنده گفت : "چه بويي، چه آفتابي،آه بهار آمده است و من به جستجوي جفت خويش خواهم رفت." پرنده از ايوان پريد، مثل پيامي پريد و رفت پرنده کوچک بود پرنده فکر نميکرد پرنده روزنامه نميخواند پرنده قرض

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

اگر که بیهُده زیباست شب برای چه زیباست شب برای که زیباست؟ ــ شب و رودِ بیانحنای ستارگان که سرد میگذرد. ** و سوگوارانِ درازگیسو بر دو جانبِ رود یا

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

بارانِ بیشکوه با دانههای ریزش، میبارد بر رُزهای سپیدی که رَختِ سیاه بر تن کردهاند: من، اما کوبِشِ گرم و بیتابِ دِلِ باغی در دوردست را میشنوم، تپش آرامِ رگهای بریده ی درختانی را شُماره میکنم در

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

مرغِ افسانه بر بامِ گمشده ای نشسته بود وَزشی بَر تار و پودش گذشت؛ گیاهی در خلوتِ درونش روئید. از شکاف سینه اش سر بیرون کشید و برگهایش را در ته آسمان گم کرد. زندگی اش در رگهای گیاه بالا می رفت. اوجی

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: سه شنبه 9 بهمن 1397 ساعت: 18:14

صفحه بندی